چرا باید «یتیم خانه ایران» را ببینیم؟


یتیم خانه ایران بخش گمشده تاریخ ایران را به نمایش گذاشته اما روایت داستان از زبان یک بانوی سالخورده نشان میدهد هیچ مسئله ای در تاریخ گم نخواهد شد زیرا تاریخ شفاهی یک ملت هرگز با تهدید و زور از بین نخواهد رفت.

به گزارش خنج کهن به نقل از ثامن؛ دیدن یک فیلم، خواندن یک خبر یا یک مقاله و یا شنیدن یک موسیقی بدون شناخت از ساختار فرهنگی، اجتماعی و سیاسی یک جامعه و یا شیوه فکری یک فرد قابل تحلیل نیست؛ هر محصول هنری باید با توجه به متن مورد بررسی قرار گیرد.

معنای اول و واضح این فیلم استکبار ستیزی و مبارزه با ظلم است که این تفکر با انقلاب هایى در جهان با تحمیل و پرداخت هزینه هایی سنگین از هند و آفریقای جنوبی گرفته تا کوبا و ایران، استکبارستیزی یکی از ویژگی های بارز انقلاب ها به ویژه انقلاب اسلامی است.



کارگران این فیلم این ویژگی انقلابی را با اشاره به واقعه ای تاریخى که گاها از پدربزرگهای خود در شب های زمستانهایی که هنوز دور کرسی نشینی رونق داشت شنیده ایم بیان کرده است، البته آقای طالبی با استفاده از هنر سینما علاوه بر مستند کردن واقعه، به روایت واقعه از دیدگاه یک مبارز جنگلی می پردازد.

این فیلم در امتداد شعار ملی شدن نفت، روز ملی 13 آبان روز ملی استکبار ستیزى و شعار مرگ بر انگلیس در راهپیمایی ها و نماز جمعه ها است، یعنی واقعیتی برآمده از دل جامعه را به نمایش می گذارد.

در یتیم خانه ایران اشاره خوبی به عاقبت وابستگی به دشمن به نمایش درآمده است. این فیلم درس دشمن شناسی و پیروی از دلسوزان جامعه را به عنوان رهبران جامعه و به عبارتی پیروی از رهبری را به خوبی بیان می کند.

این فیلم سرشار از دشمن شناسی داخلی و خارجی است که می تواند علاوه بر انقلابی ها، ملی گراهای واقعی (نه شعاری) را نیز اغنا کند که عاقبت اعتماد به بیگانگان چه سرنوشی را رقم خواهد زد.

قهرمان قصه (لیدر انقلابی)، مرد جنگلی بنکدار با تفکر استکبارستیزى و همراهی مشتی ها و خانواده است و به عبارتی اشاره به وجود رهبر، بسیجیان و همراهی خانواده های شهدا برای پیروزی و تداوم انقلاب و هزینه ای که خود رهبران و همراهان آنها می پردازند دارد؛ اما باز هم مسیر خود را ادامه می دهند و به پیروزی ایمان دارند؛ ایمانی که در دیالوگ پایانی میرزا محمد جواد به اوج خود می رسد. (مبارزه می کنیم تا زمانی که دیگر فرزندان ما با دیدن سربازان انگلیس نترسند)



روایت داستان از زبان پیرزن در مورد  فرد نفوذی که سالار جنگل را برای بدست آوردن امتیازات بیشتر به انگلیسى ها فروخته بود نشان از نفوذی های داخلی دارد که سالهاست به ایران آسیب می زنند، آسیب هایی که گاها قابل جبران نیست.

زیرا سیدجواد بنکدار بعد از خیانت یک نفوذی، همیشه نگران از نفوذ، افسرده و بی اعتماد نسبت به برادری که در سفارت هند بود و با روزنامه رعد که نماد مدیریت افکار عمومى توسط سید ضیاء بود تا حتی نسبت به خودی هایی که سالها در جنگل در کنارشان علیه استبداد مبارزه کرده بود.

تاریخ یک ملت تجربیات ارزشمندی را پیش روی هر ملت خواهد گذاشت؛ تجربیاتی که اگر دوباره روی دهند، شاید فاجعه ای بزرگ را دوباره رقم بزنند اما طالبی کارگردان فیلم با زیرکی تمام، صفحه ای از تاریخ  ایران را به نمایش گذاشته که مصداق های عینی آن را این روزها میتوانیم مشاهده کنیم.

این فیلم در تلاش است عمار رسانه ای زمانه شود و به جامعه هشدار دهد مراقب شگردهای نفوذ باشید، مراقب باشید انگلیس با حیله های جدید و با پیمان های دروغین جامعه، ایران را دوباره یتیم نکند.

یکی از نکات قابل توجه در این فیلم این است که با وجود اینکه در تاریخ رخ دادن ماجرای فیلم یتیم خانه، رسانه ها چندان گسترده نبودند، اما باز هم نقش ویژه ای در نشان دادن چهره مثبت در افکار عمومی داشتند؛ مسئله ای که این روزها بسیار پر رنگ تر است و روزنامه ها و رسانه های انگلیسى در جامعه با همان خط مشی در حال مسخ کردن افکار عمومی هستند.

یتیم خانه ایران بخش گمشده تاریخ ایران را به نمایش گذاشته اما روایت داستان از زبان یک بانوی سالخورده نشان میدهد هیچ مسئله ای در تاریخ گم نخواهد شد زیرا تاریخ شفاهی یک ملت هرگز با تهدید و زور از بین نخواهد رفت.



یتیم خانه ایران هشدار می دهد میرزا کوچک های زمان و راه آنها را فراموش نکنیم که اگر فراموش شود دوباره جامعه ایران یتیم خواهد شد؛ هشدار می دهد که با فریب های جدید استکباری و استعماری نوین، مراقب باشیم چپاول نشویم؛ با نشان دادن زرق و برق وارداتی غرب، اقتصاد مقاومتى در جامعه امروز فراموش نشود.

یتیم خانه ایران به خوبی با بیان یک واقعیت تاریخی نشان داد که علت این همه بگیر و ببندها در دنیا جلوگیری از گسترش مقاومت انقلابی علیه استکبار جهانی است و انگلیس در این فیلم نماد حیوان حیله گرى است که برای از بین بردن باغ ایران از هر سوراخی برای ایجاد فتنه رسوخ خواهد کرد، حتی سوراخ قدیمی تفرقه بیانداز تا حکومت کنی.

طالبی برای اینکه نشان دهد با وجود همه سانسورهایی که در ثبت تاریخ انجام شده مقاومت مردان انقلابی از قیام جنگل و حتی قبل تر ها به نتیجه رسیده و هدف قهرمان قصه به ثمر نشسته است، سکانس پایانی را به دستگیری تفنگداران آمریکایی در خلیج فارس اختصاص می دهد؛ روزی که فرزندان ایران نه تنها با دیدن سربازان بیگانه نمی ترسند و بلکه این سربازان بیگانه هستند که جرات نزدیک شدن به مرزهای ایران را هم ندارد.


خنج کهن را در کانال تلگرام دنبال نمایید.


 


۱۵ آذر ۱۳۹۵